خرید بک لینک

تعریف استعفا عاطفی

استعفا یکی از نقطههای عجیب در زندگی شغلی هر انسان است. لحظهای که تمام تلاش و کوشش و ساختهها و خاطرهها را، در یک اتاق رها می کنی، کیفات را بر میداری و از ساختمانی بیرون میآیی که هفتهها، ماهها و سالها، بهترین بخش روزت را در آنجا گذراندهای. اما در فضای امروز جامعه ما، در کنار «استعفای قانونی» که با نامه نگاری و تسویه حسابهای بیمه و مالیات و غیره همراه است، شکل دیگری از استعفا پدید آمده که به آن «استعفای عاطفی» میگویند.

اگر در محل کار عقربه های ساعت اتاقتان سنگین حرکت میکنند، یا ثانیهها هرگز به پایان ساعت اداری نمیرسند و یا اصلا دلتان نمیخواهد ارباب رجوعی به سراغتان بیاید، متاسفانه باید بگویم شما از کارتان استعفا دادهاید. درست است که شما استعفای قانونی و اداری ندادهاید، اما دچار استعفای عاطفی شدهاید. در تعریف استعفای عاطفی گفته می شود که فرد همچنان کارمند اداره یا شرکت به حساب می آید اما دیگر هیچ انگیزه ای برای کار کردن ندارد. چنین فردی هر روز کیفش را بر می دارد و می رود پشت میزش می نشیند بدون اینکه پیشرفت و یا پسرفت سازمان برایش مهم باشد . کمترین پویایی و هیجان نسبت به شغلش در چشمانش دیده نمی شود و تلاشی برای بهبود اوضاع نمی کند.یک فرد بی تفاوت و منفعل نسبت به امور کاری که فقط حضور فیزیکی دارد. چنین کارمندی کارش را دوست ندارد و علاقه ای به پیشبرد نشان نمی دهد و به قولی کارش را متعلق به خودش نمی داند.

در این نوع از استعفا، اسم فرد هنوز در لیست بیمه و حقوق سازمان وجود دارد. هنوز صبح ها و عصرها ساعت ورود و خروج خود را ثبت می کند اما ارتباط عاطفی خود را با مجموعه خود قطع کرده است. دیگر دغدغه اش رشد و پیشرفت سازمان نیست، دیگر با پوشیدن لباس فرم سازمان احساس غرور نمی کند. در سازمان هست اما دیگر در سازمان «حضور» ندارد . پدیده «استعفای عاطفی» مشکلی است که دامنگیر فضای کاری امروز ما شده و به نظر میرسد که اگر به آن توجه نکنیم، این مشکل میتواند اثرات جبران ناپذیری بر روی بازدهی سازمان داشته باشد.

برای درک مفهوم استعفای عاطفی شاید بتوان عبارت معادل طلاق عاطفی[1] را به کار برد. در طلاق عاطفی هم هیچ برگهای مبنی بر جدا شدن رسمی زن و شوهر از هم امضا نشده است و شاید زن و شوهر هنوز هم زیر یک سقف زندگی کنند اما دیگر هیچ انگیزهای برای زندگی مشترک ندارند و نسبت به هم بی تفاوت میشوند. در زندگی مشترک، وقتی زن یا مرد به هزار و یک دلیل پی میبرد که نمیتواند یا نباید به زندگی با طرف مقابل ادامه دهد، دو راه در پیش رو دارد: ۱. طلاق و جداییِ رسمی و قانونی ۲.طلاق عاطفی و تظاهر به ادامه زندگی مشترک. همین ماجرا در زندگی حرفهای و فضای کاری نیز دیده میشود. کارمندی که به هزار و یک دلیل به این نتیجه میرسد که نباید به همکاری با یک سازمان ادامه دهد، معمولا یکی از این دو روش را برمیگزیند: ۱. استعفای رسمی و قانونی و تغییر شغل و حرفه ۲. استعفای عاطفی و تظاهر به ادامه کار در آن سازمان.


1. Emotional Divorce

+ نوشته شده در شنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۹ ساعت 7:2 توسط عليرضا شرف زاده  | 

برچسب: نویسنده: حامد شجاعی تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1402 ساعت: 14:21

صفحه بندی